!!!!!!

جاهل به مسند و عالم برون در.....جوید کلید و راه به دربان نمیرسد

سلام

از این پس هر هفته با یک پست جدید

بلاگ هارو تنها در اینجا ثبت میکنم

کامنت های غیر مرتبط با پست هارو هم میتونین زیر این نوشته ثبت کنین

همه موفق باشین

باله هایت را کجا گذاشتی؟


پرنده بر شانه‌های انسان نشست.انسان با تعجب رو به‌ پرنده كرد و گفت: اما من درخت نیستم . تو نمی‌توانی روی شانه‌های من آشیانه بسازی.ا
پرنده گفت: من فرق درختها و آدمها را خوب می‌دانم اما گاهی پرنده‌ها و انسانها را اشتباه می‌گیرم.ا
انسان خندید و به نظرش این بزرگترین اشتباه ممكن بود.ا
پرنده گفت :راستی، چرا پر زدن را كنار گذاشتی؟
انسان منظور پرنده را نفهمید اما باز هم خندید.ا
پرنده گفت: نمی‌دانی توی آسمان چقدر جای تو خالی است. انسان دیگر نخندید.ا
انگار ته ‌ته خاطراتش چیزی را به یاد آورد؛ چیزی كه نمی‌دانست چیست. شاید یك آبی دور، یك اوج دوست داشتنی.ا
پرنده گفت: غیر از تو پرنده‌های دیگری را هم می‌شناسم كه پر زدن از یادشان رفته است. درست است كه پرواز برای یك پرنده ضرورت است اما اگر تمرین نكند، فراموشش می‌شود.ا
پرنده این را گفت و پر زد. انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اینكه چشمش به یك آبی بزرگ افتاد و به یاد آورد روزی نام این آبی بزرگ بالای سرش آسمان بود و چیزی شبیه دلتنگی توی دلش موج زد.ا
آنوقت خدا بر شانه‌های كوچك انسان دست گذاشت و گفت:‌ یادت می‌آید تو را با دو بال و دو پا آفریده بودم؟ زمین و آسمان هر دو برای تو بود اما تو آسمان را ندیدی. راستی عزیزم، بالهایت را كجا گذاشتی؟
انسان دست بر شانه‌هایش گذاشت و جای خالی چیزی را احساس كرد.ا
آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گریست

اول رنگ مورد علاقتون رو انتخاب کنین بعد با هم صحبت میکنیم...وینک

پروفسور لوشر مي گويد:ا
سياه
سياه رنگي مطلق است که در فراسوي آن، زندگي تمام مي شود.سياه يعني نه، که نشانه اي از ترک عشق و انصراف از فعاليتهاي جمعي است.به معني نيستي، نااميدي به آينده و سکوتي ابدي است و حس سنگيني را به افراد القا مي کند.تأثير خوبي بر مزاج ندارد و در کودکان هم اثرات منفي دارد. دوستداران رنگ سياه معمولا" خسته و افسرده اند.اگر خسته نباشند، ناراضي اند.اگر ناراضي نباشند، مغرورند.اگر مغرور نباشند، انکار مي کنند.اگر انکار نکنند هم ناراضي اند، هم مغرور، هم خسته و هم انکار مي کنند اما احتمالا" خودشان هم خبر ندارند.طرفداران سياه زياد هم نااميد نشوند چون از طرفي ديگر سياه نمادي از آبرومندي و شرافت است(ديده ايد ماشين هاي شيک و کلاس بالا معمولا" سياه" و براقند).ا

قهوه اي
آدمهاي قهوه اي را بدون قسم خوردن مي توان باور کرد، يعني حرفشان سند است.اما طرفداران اين رنگ معمولا" آواره اند(جالب است بدانيد که رنگ مورد علاقه آوارگان جنگ جهاني دوم، قهوه اي بوده است). قهوه ايها يا يک بيماري جسمي جدي دارند و يا مشکلي که به نظر آنها غير قابل حل است، پس اين افراد از نظر جسمي و روحي در خطرند.ا

خاکستري
خاکستري را در کهنسالان و خانه سالمندان بايد پيدا کرد.اين افراد معمولا" غمگينند و محافظه کار و حتي اگر آهنگي گوش کنند(اگر خجالت نکشند)، غمگين است(مثلا" مثل اينکه ايرانيها داريوش گوش کنند)، مثل اينکه به آنها گفته اند خوشي بي خوشي.ا

قرمز
قرمز پسندها پر از شوق زندگي، عاشق و مبارزه طلب، پرتکاپو و شجاع، اهل معاشرت، شلوغ و پر سرو صدا هستند.ظاهرا" نيرويشان تمام نشدني است، خوب مشت مي زنند و کتک خورهاي خوبي هم هستند. در مجموع و خلاصه اينکه برونگرا هستند.قرمز باعث افزايش نبض و فشار خون مي شود.ا
آبي
آبيها خلاقند و هميشه فکرهاي تازه مي کنند، مورد احترام، آرام و دوست داشتني هستند و احساساتشان را خوب کنترل مي کنند.عاشق تنهايي، احساساتي و ملايم اند.نماد ابديت و عمق و کمال گرايي است.از ويژگيهاي افراد آبي دوست صلح، مهرباني و هماهنگي است. (طرفداران آبي به خودشون نگيرند، هميشه و همه جا استثنا هست).اين رنگ سبب کاهش نبض و فشار خون مي شود.ا

سبز
آدمهاي سبز مذهبي اند.در انجمنهاي خيريه يا بيمارستان يافت مي شوند!!!مضطرب و انعطاف پذيرند.اگر دنبال شريک(البته شريک تجاري نه زندگي) مي گرديد سعي کنيد سبز باشد(نه اينکه رنگ پوستش سبزه باشد).رنگي مقدس است.سبزها اصلاح گرند و بسيار علاقه به نصيحت کردن دارند.کوشش و پشتکار عجيبي دارند.ا

زرد
آدمهاي زرد بر خلاف نظر عموم بيمار و رنجور نيستند و منتظر خوشبختيهاي بزرگند.آرام و قرار ندارند. توسعه طلب و اهل اختراعند.گاهي حسود و معمولا" بلند پرواز.ا

بنفش
بنفش دوستها صميمي و حساسند وذوق عارفانه دارند.گاهي آنقدر صميمي مي شوند که قضاوت و تصميم درست نمي توانند بگيرند.ا

نارنجي
نارنجي پسندها اهل مسابقه و سلطه طلبند و سرشار از آرزوهاي دور و درازند.ا

ارغواني
ارغواني ها پايشان روي زمين است و سر و فکرشان در ابرها پرواز مي کند(البته فکر بد نکنيد!!).عاشق دين و عرفان اند.انديشمند و عاشق مناظره و اثبات حقايق، اما هنوز معلوم نيست که چرا يک دفعه از اين رو به آن رو مي شوند و بنابراين اصلا" به فکر پيش بيني آنها نباشيد. ا

تغيير رنگ محبوب با گذشت زمان امري طبيعي است اما اگر ناگهاني باشد گاهي خطرناک و بحث برانگيز و عجيب است

خوب بودن به خدا سهلترین کارهاست...

من نمي دانم و همين درد مرا سخت مي آزارد
که چرا انسان اين دانا اين پيغمبر
در تکاپوهايش چيزي از معجزه آن سوتر
ره نبرده ست به اعجاز محبت چه دليلي دارد ؟
چه دليلي دارد که هنوز
مهرباني را نشناخته است ؟
و نمي داند در يک لبخند
چه شگفتي هايي پنهان است
من برآنم که درين دنيا
خوب بودن به خدا سهلترين کارست
ونمي دانم که چرا انسان تا اين حد با خوبي بيگانه است
و همين درد مرا سخت مي آزارد
فريدون مشيري

من ایرانی ام

از چشم مخملي من شكوه آينده امروزاين عشق ماست،عشق به مردم «بگذاردرفش سرخ، زيبايي ترا بستايم...» من كور نيستم بايد ترا بستايم اما كجاست جاي ديدن تووقتي كه هم وطنم برده، و خاك خوب تراجراحي مي كنند بايد كه خون من از خون من بنا گردد... بناي آزادي بي مرگ وخون كي ميسر شد؟ پيكار مي كنم مي ميرم اين است عشق مي داني من ايراني ام

خاطرات باهم بودن در 360

سلام سلام و به قول یکی از دوستان"این زیباترین کلام تقدیم شما" حقیقتا این کلام زیباست ...چون آغاز است . چه زیباست طلوع هر آغاز یک سال از اومدنم در این محیط گذشت...یک سالی که از پارسال تابستون شروع شد و امسال به سبب بسته شدن این پروفایل و انتقال به جای جدید رو به اتمام.... اول میخواستم از آشنایی های جنجالی و خاطره انگیز با بعضی از دوستان بنویسم و خاطرات اون زمان رو بازگو کنم اما به دلایل عدیده صرف نظر کردم...نمیخواستم با آوردن اسامی تعداد معدودی سوء تفاهمی ایجاد بشه!!که توی این مدت کم سوءتفاهم به وجود نیومد... وایییییی که چه جمعی بود جمع دوستی در اینجا....یاد خاطرات شیرین و بعضا تلخش بخیر خیلی از صحبت ها ردو بدل شد...بعضی از خاطرات فراموش شده ی گذشته ها بازگو ...و صحبت ها و نظرات و رفتارها خاطراتی دیگر رو رقم زدن...اندیشه ها و دیدی نو به وجود اومد و دوستی هایی که بعضا ارتباطی نزدیک تر از هم صحبتی در این محیط ...آن هم با تعداد معدودی از عزیزان اینم بگم که بود حرف هایی که ناگفته باقی موند و نظراتی که نشنیده از یاد رفت و دلایلی که هرگز زمانی برای بازگو کردنشون پیش نیومد و همه و همه در دل ماند.... جالب اینجاست که:در جمع صمیمی دوستان در اینجا من نمینوشتم که دل مینوشت! بی غرور و گاهی بی هوا!!! بی هوا از آن جهت که چون دل مینوشت همه به درگاهش از به یک دید...دیده میشدند و برابر! اما گاهی کلمات در جایی پررنگ تر بودند و در جایی کمرنگ تر به نظر می آمد و بعضا با وجود بی منظوری نویسنده یعنی من..برداشتی نابجا از سوی بعضی از دوستان میشد...آخ آخ آخ!!!!!بگذریم! گفتم بی غرور!تعداد معدودی از عزیزانی که در اینجا حضور دارند از دوستان و یاران قدیمی و فوق العاده عزیزی هستن که بیشتر از دوران دبستان با هم بودیم و تا الان نیز این دوستی ها پابرجاست و چه زیباست این دوستی و چه شیرین خاطرات باهم بودن!این عزیزان کاملا با خصوصیات اخلاقی من آشنا هستن و گاهی به شوخی میگن:اگه همیشه فقط مهربونی ساجده رو میخواین ببینین برید تو بلاگش! وینک اشتباه نکنیدااا!خارج از نت عزرائیل نیستم!!وینک...من ساجده به جرئت سرسخت و مهربون و گاهی بیش از حد مغرور متنفر از دو رویی و خیانت و عاشق صداقت و همراهی و کمک...و در مواقعی مخصوصا در جمع دوستان فوق العاده شیطون! پایبند به یه سری از عقاید خاص خودم و اینکه حسادت رو دوست ندارم (اما راستش رو بخواین بعضی اوقات به شدت حسود میشم البته فقط خودم متوجه میشم و شاید یکی دو تا از دوستان صمیمی زودم برطرفش میکنم!) عموما همه رو دوست دارم بی آنکه انتظار داشته باشم متقابلا دوستم بدارند...چون دوست دارم در حد توان به همه کمک کنم... و اینکه اصلا دوست ندارم عزیزی از دستم ناراحت بشه... تا جایی که میتونم در بیشتر موارد حدالامکان کوتاه میام اما بعد از حد اعتدلالم به هیچ عنوان کوتاه نمیام(اینجاست که خدا به دادشون باید برسه)* گاهی خیلی صبورم و گاهی اصلا از صبر خبری نیست...عموما انتظار رو دوست ندارم جز در مواردی خاص که اسمش رو انتظاار نمیزارم که میگم اشتیاق... متنفرم از خداحافظی و عموما با کسایی که خیلی دوستشون دارم خداحافظی نمیکنم... و اینکه فوق العاده حساس هستم ودر مواقعی که ناراحت میشم سعی میکنم به روی خودم و باقی نیارم اما ذهنم درگیر میشه گاهی هم که دلم میشکنه مرهمی براش نیست جز محبت بی ریا قلم روونی ندارم اما در صحبت کردن که خب من نمیگم از دوستان نزدیک بپرسید بهتره...وینک از شادی عزیزانم شاد میشم و با ناراحتیشون غمگین و آرزوم همیشه اینه که هیچ وقت ناراحتی و مشکل دوستان و عزیزانم رو نبینم.... کافیه دیگه خیلی از خودم گفتم نه!با اجازه اینم بگم !شاید مربوط به دوستان اینجا هم بشه! من ملاک دوست داشتن و احترام گذاشتن رو به سیرت افراد میزارم نه به صورتشون!به افکار و عقاید و اندیشه ها شون نه به موقعیت اجتماعی و مدرک و ...!!!!!!و به مهر وجودیشون نه به مهر ساختگی و تصنعی! امکان داره در جاهایی بشه احترام و دوست داشتن رو بازگو کرد و در جاهایی بنا به شرایط خاص نه...امکان داره که نه! همیشه به یاد عزیزانی بود اما شرایط برای دیدار و...نباشه...امکان داره در زمانی توجه ای معطوف به عزیزی باشه اما الان نشه به صورت قبل بود!! یادمه 6 سال پیش تو مجله موفقیت جمله ای رو خوندم. که میتونه توجیه بعضی از رفتارهام باشه...مضمونش این بود "همه چیز در همه جا آن طوری نیست که سعی در وانمودش دارند...به عمق توجه کنید نه به ظاهر!" خب همه چیز رو در همین جمله آخریه گفتم دیگه دیگه چی بگم من آخه؟؟؟؟؟ با وجود تمامی این تفاسیر(البته دو ساعته دارم از خودم حرف میزنم)اما لازم بود! برای تمامی عزیزانم که شما بزرگواران باشید احترام خاصی قائلم و آرزو میکنم که در هرکجایی که هستید اول سلامت و بعد همواره خوشبخت و پیروز و سربلند باشیید و عاقبت بخیر موفقیت یکایک شما عزیزان موجب شادی وصف ناپذیر منه دوستان این جمع حکم عزیزان من رو داشتن و دارن و به همین سبب شاخص های زیبایی چون برادر و عمو و دایی و خاله رو به خود اختصاص دادن از جانب من و باقی و در معدود موارد به سبب به جرات احترام مضاعف من به عزیزانی در حکم استاد که لایق اش بودند و هستن و خواهند بود از همه ی عزیزان درس ها آموختم و اما مهمترین آنها محبت بود و صفا و صمیمیت دوست دارم بعد از خوندن این پست اولین خاطره ای که در باب آشنایی با من به خاطرتون میاد رو برام بنویسید که میخوام ضمیمه ی خاطراتم کنم...به این دلیل که قطعا در پروفایل جدید نمیشه به صورت اینجا بود! حتما بنویس منتظرم سعدی ز کمند خوب رویان تا جان داری نمیتوان رست پینوشت : ID رو دوستانی که لازم بود داشته باشن دارن شوخی کردم دوست داشتید بفرمایید تقدیم میکنم تو فیس بوک هم با همین نام saji joon سرچ کنید هست...آدرس رو همینجا کامنت میکنم چون الان واسم باز نمیشه دوستان عزیزم که لطف کردن دعوت نامه های مختلف از گروه هایی چون Twitter …jhoos …zorpia ..netlog…friendfeed va …. دیگه والا یادم نمیاد چون تعداد دعوت نامه ها به لطف عزیزان زیاده ...فرستادن ..ممنونم از همه اگه اکسپت نکردن ناراحت نشین تورو خدا چون بیشتر این سایت ها مخصوصا تویتر و فرندفید واسم باز نمیشن در ثانی توی jhoos هم نمیتونم عضو شم چون از ایمل من که همش ازش استفاده میکنم ایراد میگیره که معتبر نیست!!!!!!حالا این وسط موضوع چیه الله و علم عموما به من که میرسه آسمون میتپه!!!! فک کنم با زبون بی زبونی میخواد بهم بفهمونه که یاهو و فیس بوک واسم کافیه بیشتر بشه رودل میکنم...وینک علی ای حال از راه حل های شما برای حل این مشکلات عضویت شدیدا استقبال میکنم آهااااااا....بلاگ جدیدم در بلاگفا افتتاح شد...آدرسش رو در آخر تو کامنت ها ثبت میکنم مایل بودید اونجا هم در خدمتم... خب دیگه بسه دیگه...این شما و اینم جای کامنت ها که بی صبرانه منتظر ثبت خاطراتتونه...البته اگه خاطره ای در یاد باشه همه ی عزیزانم رو به خدا میسپارم ایام به کام یا حق ارادتمندتان:"ساجده